تبليغاتX
آب، خاک، انسان

بسم الله الرحمن الرحیم

خوانندگان ارجمند ، سلام

کشاورزی در برنامه دولت عدالت محور ریس جمهور آقای دکتر احمدی نژاد

بر کسی پوشیده نیست که شعار توسعه در کشور بعد از پیروزی انقلاب با عنوان کشاورزی متوسعه آغاز شد ومسولین نظام همواره به آن تاکید داشته اند .حور مقام معظم رهبری نیز بارها اعلام داشتند که ما  از نظر تولید محصولاتی اصلی مانند گندم ، برنج ، شکر و ... باید از بیگانه خود کفا  باشیم .

اما در طول بیش از ربع قرن از پیروزی انقلاب اسلامی و با همه منابع بسیار غنی و وسیع خدادادی این بخش در ایران عزیز ، ما فقط توانسته ایم در سال 84 به خود کفایی در تولید گندم برسیم و جشن خودکفایی آن را برگزار کنیم ، خدا را شکر !

اینکه چرا در تولید دیگر محصولات به خود کفایی دست نیافته ایم موضوع مد نظر نگارنده است .

واقعیت این است که به اقرار خود مسو لان ، کشاورزی در طول سالهای گذشته فقط بر روی کاغذ محور توسعه بوده است و این در حالی است که صنعت آن هم صنایع غیر مرتبط با بخش کشاورزی همواره محور توسعه قرار گرفته است .

ما اگر در سال 84 به خود کفایی در تولید گندم رسیدیم به قیمت قربانی کردن محصولات دیگر از جمله پنبه ( که روزی از آن به عنوان طلای سفید نام می بردند و گلستان را سرزمین طلای سفید می نامیدند ) بوده است !

می گو یید یعنی چه ؟!

یعنی اینکه به جرئت می توانم گفت که پنبه از نظر اقتصادی و اشتغال زایی رتبه اول تولیدات کشاورزی را دارا است ، وقتی به خود کفایی در تولید گندم رسیدیم که  کشت 125 هزار هکتاری پنبه در استان گلستان به 25 هزار هکتار رسید و این یعنی فا جعه !

 یعنی اینکه کارگران پنبه چین بیکار شدند ! یعنی اینکه کارخانجات پنبه پاک کنی تعطیل شدند ! یعنی اینکه کار خانجات نساجی ورشکسته شدند !

 یعنی بیکار شدن ده ها هزار کارگر این بخشها !!

با همه مشکلات و بی مهری ها به بخش کشاورزی ، لنگان لنگان آمدیم تا به دولت مهر ورز و عدالت محور آقای دکتر احمدی نژاد رسیدیم .

سفرهای استانی هیئت دولت از جمله سفر به استان گلستان و ارزیابی مسائل و مشکلات مردم و بویژه بخش کشاورزی از نزدیک ، این امید را نوید می داد که وضعیت کشاورزی با وجود چنین رئیس جمهور و شعارهای زیبای عدالت و مهر ورزی قطعا" بهتر خواهد شد .

 بودجه سال  1385 به عنوان اولین بودجه دولت جدید به مجلس رفت ، پس از بحث و برسی و تصویب نهایی مشخص شد : اعتبارات بخش کشاورزی سال 85 نسبت به سال 84 کاهش یافته است !!

گفتیم سال اول بود و دولت تجربه نداشت این اتفاق افتاد !

اما باید از نمایندگان مجلس اصول گرا پرسید ، چه تو جیهی برای تصویب کاهش اعتبارات بخش کشاورزی داشته اند ؟؟!

بعد گفتیم دولت اصول گرا ، مجلس هم اصول گرا ، حتما" خواسته اند چون اولین بودجه دولت بوده همراهی بیشتری با آن داشته باشند ، حالا دود این کار به چشم کشاورزان رفت اشکال ندارد آنها صبرشان زیاد است !!  

بودجه سال 86 هم به مجلس ارائه و توسط نمایندگان تصویب شد ، و اعتبارات بخش کشاورزی مانند سال قبل تعغیری نداشت و این یعنی همان مشکل سال 85 برای بخش کشاورزی !

منتهای مراتب دولت برای سرپوش گذاشتن کاهش بودجه بخش کشاورزی و به دست آوردن دل کشاورزان در سال 85 پول گندم کشاورزان را به صورت نقدی پرداخت نمود .( البته به برکت درآمدهای کلان نفت ! )

اما در سال 86  علاوه بر تصویب بودجه ناعادلانه بخش کشاورزی ، شورای اقتصاد  قیمت خرید تضمینی محصولات کشاورزی را بدون هیچ گونه افزلیش قیمت نسبت به سال 85 اعلام نمود .

به عنوان مثال : قیمت گندم که در سال 85 برابر 205 تومان بود برای سال 86 هم همان مبلغ 205 تومان !!

این امر موجی  نارضایتی کشاورزان را به دنبال داشت و کشاورزان فهمیدند که : معنی عدالت و مهر ورزی دولت یعنی چه !!

اتفاقی که امسال نیز افتاده است ، یعنی قیمت خرید تضمینی گندم در سال 87 مبلغ 305 تومان بود و برای سال 88 هم این قیمت همان 305 تومان است !!کشاورزان می گویند :

گویا سفرهای استانی دولت محترم آنها را از اجرای قوانین توسعه کشور از جمله قانون برنامه چهارم توسعه باز داشته است و با عجله وبی عدالتی و بی مهری تمام قیمت محصولات کشاورزی را اینگونه تصویب کرده اند  !!

آنها می گویند :

آقای رئیس جمهور آیا نمی داند که برابر قانون ، قیمت خرید تضمینی محصولات کشاورزی می بایست لااقل به اندازه نرخ تورم افزایش پیدا کند ؟؟!

برای  روشن شدن مسئله مثالی می آورم .

در سال 87  تورم رسمی که توسط بانک مرکزی اعلام شده  برابر 25% است .

 قیمت هرکیلو گندم تضمینی برابر با 305 تومان بود .

برابر قانون فوق و اعمال تورم 25درصدی قیمت خرید تضمینی برای سال 88 حدودا" میشود مبلغ 380 تومان ! که دولت 75 تومان به کشاورز کمتر می دهد !.

{خوانندگان عزیز توجه داشته باشید ، (مثال درمثال :اگر در سال منتهی به  87 کشاورز برای تولید یک کیلو گندم 100 تومان هزینه کرده باشد ، با توجه به قیمت 305 تومان در هر کیلو 205 تومان سود خالص داشته است . نکته مهم اینجاست که همین کشاورز در سال منتهی به   88  برای تولید هر کیلو گرم گندم ،با توجه به افزایش قیمتها 150 تومان  هزینه کرده و باتوجه به قیمت خرید تضمینی امسال که گفتیم مانند سال قبل است یعنی 305 تومان ، سود خالصی که امسال به دست می آورد  155  تومان است ، یعنی در اصل از پارسال هم کمتر فروخته است !!) }

با توجه به برکات الهی امسال پیش بینی می شود حد اقل تولید گندم به مرز 10 میلیون تن برسد

حال با یک حساب سر انگشتی که نمی شود ! اساتید آمار وریاضی بیایند برای ما محاسبه کنند که ، 75 تومان ضرب در 10 میلیون تن چه قدر می شود ؟؟

من محاسبه کردم  اگر اشتباه نکنم می شود :  000/000/000/750  تومان ، هفصد و پنجاه میلیارد تومان !! پولی که به کشاورز پرداخت نمی شود !!

آیا این عملکرد دولت با شعار عدالت و مهرورزی همخوانی دارد !!

در دولت آقای دکتر احمدی نژاد از کشاورزان خیلی حمایت شده است ، اما نه کشاورزان داخلی بلکه کشاورزان کشورهای خارجی !

  چطور است که حقوق کارمندان همه ساله افزایش می یابد ؟؟!

اما حرف آخر :

این 4 سال به خوبی نشان داد ، دولت آقای احمدی نزاد برای بخش کشاورزی و توسعه پایدار هیچ برنامه ای ندارد.

  واردات بی رویه محصو لات کشاورزی این بخش را در حال نابودی کامل قرار داده است !

برنج پاکستانی ، چای هندی ، گوشت برزیلی وپرتقال اسرائیلی ! و ...

در حال حاضر کشاورزی دیگر صرفه اقتصادی ندارد .

دیگر فرزندان کشاورزان هیچ رغبتی به ادامه کار پدرانشان ندارند .

بیش از 90 درصد کشاورزان به سیستم بانکی  یا بازار بدهکارند ، وخیلی که هنر داشته باشند به هنگام سر رسید وام ،فقط سود آنرا پرداخت نموده ودوباره وام را تجدید نمایند ویا اینکه از این بانک گرفته به آن بانک پرداخت نمایند .

 یک کشاورز با داشتن 20 هکتار زمین به اندازه یک کارمند تازه استخدام شده اعتبار ندارد ، برای اینکه سیستم بانکی برای ضمانت آن کارمند را قبول میکند ولی این کشاورز را نه !!

 پس ما کشاورزان برای جلو گیری از نابودی کامل بخش کشاورزی احساس خطر نموده و در انتخابات ریاست جمهوری دهم هرگز به ایشان رای نمی دهیم .

وبا توجه به :

1- شناختی که از مهندس میر حسین موسوی داریم .

 2- برنامه هایی که ایشان در حمایت از تولیدات داخلی عنوان نموده اند .

3- صداقت و پاکی ایشان

4- میر حسین فصل مشترک خاطرات خوش دوران دفاع مقدس است با مردم ایران

5- همراهی و اعتماد اکثریت مردم ایران با میرحسین

 به ایشان رای می دهیم %

 

 وعده ما وهمه آنان که دل به سرافرازی ایران عزیز بسته اند ،

22خرداد پای صندوق های رای و 23 خرداد در جشن پیروزی ملت

+ نوشته شده توسط محمد تقی احسن در دوشنبه یازدهم خرداد 1388 و ساعت 0:38 |

 بسم الله الرحمن الرحیم

خوانندگان ارجمند سلام ، از این که مطلب ذیل طولانی است پوزش می طلبم ، اما به دلیل در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری دهم که سرنوشت ۴ سال دیگر کشور را رقم خواهد زد ، فکر می کنم به دردسرش می ارزد که یک بار آن را مطالعه فرمایید. 

        1ـ از همان روز اول بعد از انتخابات رياست جمهوري شروع شد وقتي كه رقيب فكر نمي‌كرد در اين رقابت شكست بخورد، ولي خورد. بعد هم اعلام كرد كه نمي‌خواهد شكايت به جايي ببرد...
اخيرا هم اعلام كرده 3 سال با دولت مدارا شده است و دولت از برنامه چشم‌انداز 20 ساله نظام عقب است.


2ـ معرفي كابينه، رئيس جمهور كه هيچ اعتقادي به وضع موجود نداشت با شعارهاي انقلابي و اصولگرايي دست به ابتكاري نو و شجاعانه زد و دايره مديران ارشد نظام را شكست و البته به همين جا هم ختم نشد، تا جائيكه توافقات با متحدان خود را ناديده گرفت و بعنوان مثال از مدافع برنامه‌هاي اقتصادي خود نيز در كابينه استفاده نكرد. اين اقدام شجاعانه و انحصار شكني كه اتفاق افتاد، نه تنها داد مسئولان نظام را درآورد بلكه داد متحدين ديروز خود را نيز درآورد و حالا شما افرادي چون احمد توكلي ، خوش چهره و دانش جعفری  را در خط اول منتقدين برنامه‌هاي اقتصادي دولت مشاهده مي‌كنيد. بنظر شما آيا اين دردسر نيست؟


3ـ در خصوص رابطه با آمريكا، تا همين ديروز به رابطه گرگ و ميش تشبيه مي‌شد و اگر مسئولان دولت قبلي صحبت از مذاكره به ميان مي‌آوردند، قطعا از موضع ضعف و خود باختگي آنان در برابر قدرت آمريكا بحساب مي‌آمد و «براي اينكه به مسئولان قوت قلب بدهند كفن پوش مي‌شدند كه بابا نترسيد ما هستيم !!>>

-          رئيس جمهور آمد و باز هم در اقدامي ‌شجاعانه و غيرقابل پيش‌بيني به رئيس جمهور آمريكا نامه نوشت !  و او را نصحيت كرد. اين نامه مقايسه شد با نامه امام راحل (ره) به گورباچف، اخيرا هم براي مذاكره با آمريكا بدون هيچ پيش شرطي اعلام آمادگي كرده‌اند، آمريكا كه سهل است حتي مردم اسرائيل از نيكان به شمار مي‌آيند! (قال مشاعي)

-          حالا اگر بگوئيد چرا از كفن پوشان خبري نيست؟!
حتما به اين خاطر است كه الان ما از موضع قدرت، عزت و اقتدار هستيم كه اين پيشنهادها را مي‌دهيم.

-          حالا فرق مي‌كنه جانم! شايد بخاطر رأي بالاي رئيس جمهور باشد، شايد هم بخاطر وضع خوب اقتصاديمان، اگر بخاطر اينها نباشد حتما بخاطر درآمد بالاي نفت كه هست !

-          موضوع آمريكا هم شد دردسر براي رئيس جمهور.


4ـ نفت، آقاي رئيس جمهور كه در تبليغات انتخاباتي قول آوردن آنرا برسرسفره‌هاي مردم داده بود، پس از پيروزي و گذشت بيش از سه سال از انتخابات، نه تنها كه نفت بر سرسفره‌هاي مردم نيامد، بلكه در زمستان سال   86  گاز هم از سفره‌هاي مردم پر كشيد و تابستان 87 برق هم به صورت متناوب  از سفره‌ها پر مي‌كشید.
تازه جالب اين بود كه سخنگوي دولت اعلام كرد:
نفت را بر سرسفره‌ها نمي‌آوريم براي اينكه بوي بد مي‌دهد!
موضوع قيمت نفت و سوالهاي پي‌درپي در رابطه آن،

-         الف- بودجه با نفت چند دلاربسته مي‌شود؟  ب- چند فروختيم؟               ج- ما به التفاوت و مازاد فروش قيمت نفت چي شد؟


5ـ قصه بانكها و كاهش نرخ سود وامها،
البته كاهش نرخ سود بانكها واقعا كار انقلابي بود! هر چند كه با مقاومت رؤساي بانكها و رئيس كل بانك مركزي مواجه شد و حتي منجر به تغيير چند رئيس كل بانك مركزي گرديد!!
6ـ سياست خارجي: موضوع هسته‌اي و طرح تحريمهاي بين‌المللي، همانطوريكه آقاي رئيس جمهور اعلام كرده‌اند از نظر ايشان اين موضوع تمام شده است و قطعنامه و تحريمها هيچ ارزشي ندارند، واعلام داشته اند : آنقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه دانتان پاره شود !!

-         6-1- سفرهای خارجی وشرکت در اجلاسها ، به عنوان مثال شرکت آقای ریس جمهور در اجلاس دوربان 2 ، برای کارشناسان سیاسی و روابط بین الملل 2 سوال مطرح است :

-         الف- با توجه به سطح برگزاری اجلاس وسطح نمایندگان دیگر کشورها آیا درست بود که از ایران اسلامی آقای ریس جمهور شرکت کنند ؟؟!

-         ب- دست آورد یا نتیجه اجلاس ،آیا به نفع ایران و به نفع مردم فلسطین تمام شده است ؟؟
راستي شنيديد اخيرا چقدر ايرانيها را تحويل مي‌گيرند وقتي مي‌روند خارج از كشور!


7ـ بركناري و تغيير وزرا، بويژه وزير اقتصاد و وزير كشور،(آقای پور محمدی )
وزير اقتصاد آقاي دكتر داود دانش جعفري در مراسم توديع خود به يك نكته تاريخي اشاره كرد. او گفت: معمولا در چنين مراسمي‌مسئولان از كارهايي كه انجام داده‌اند مي‌گويند. ولي من مي‌گويم كه شما برويد بررسي كنيد كه من چه كارهايي را انجام ندادم! ويژه وزير كشور كه بماند!


در شرايطي تغيير وزير اقتصاد صورت گرفت كه طرح تحول اقتصادي در دستور كار دولت قرار گرفته بود يعني در نبود وزير اقتصاد بدنبال جراحي اقتصاد كشور بوديم، نمي‌دانم چرا هيچكس وزارت اقتصاد را قبول نمي‌كرد؟!


يا لااقل در حدي نبود كه حتي مجلس همسو و اصولگرا به آن رأي اعتماد دهد. كار بدانجا رسيد كه مهلت قانوني معرفي وزير جديد به مجلس به اتمام رسيد و رئيس جمهوري كه خود بايد حافظ و مجري قانون اساسي باشد به ناچار براي معرفي وزير اقتصاد از حكم حكومتي بهره برد و مهلت بيشتري از آنچه در قانون پيش بيني شده بود بدست آورد.

-         7-1- کافی بود فقط یک نصفه وزیر دیگر استیضاح یا برکنار شود تا کل کابینه اعتبار خود را از دست داده و نیاز به رای دوباره مجلس داشته باشد !!(البته بعضی می گویند قرار بود چند وزیر دیگر برکنار شوند که به دلیل فوق شانس آوردند ! )


8ـ رأي اعتماد به وزراي پيشنهادي جديد: در آن جلسه 2 اتفاق افتاد كه در نوع خود بي‌نظير بود.
اولي در خصوص مدرك قلابي يكي از وزرا كه مورد تشكيك نمايندگان قرار گرفت، آنهم نمايندگان اصولگرا!

دومي‌از اولي مهمتر بود و آنهم اعلام نظر موافق رهبري با وزراي پيشنهادي كه توسط رئيس جمهور براي گرفتن رأي اعتماد مطرح گرديد!!.

-          و چه سرو صداهايي به پا كرد كه داد منتقد نمونه دولت برادر حسین شریعتمداری ریس رسانه اصول گرای کیهان را هم درآورد!


اما در خصوص اولي هر چند كه آقاي رئيس جمهور اين مدارك را به كاغذ پاره تشبيه كرد، ولي اقدام رئيس مجلس و دستور پي‌گيري صحت و سقم مدرك فوق كار را به آنجا رسانيد كه:

-         پس از برسی مشخص شد بالا ترین مدرک تحصیلی قانونی آقای کردان فوق دیپلم است ،لذا مجلس به استیضاح ایشان رای داد !!

-         تا مدتها این موضوع تیتر یک رسانه های خارجی بود ( و به درستی یکی از نشانه های دولت پاک آقای دکتر احمدی نژاد !!)

-         . اين يكي ديگه واقعا دردسر شده بود.


9ـ گراني مسكن و تورم 150 درصدي آن هم يكي ديگر از دردسرهاي آقاي رئيس جمهور هست.


10ـ اظهارات آقاي حداد عادل در نطق پيش از دستور مجلس
ايشان ضمن انتقاد شديد به قوانين مجلس اعلام داشتند كه مصوبات مجلس هيچ ضمانت اجرايي ندارد و مانند بچه‌هاي سرراهي رها شده‌اند. (عجب پدر و مادر‌هاي بي‌انصافي!)

-         به عبارتي دولت هر كاري كه دلش مي‌خواهد انجام مي‌دهد و مجلس را به حساب نمي‌آورد!
و بالاخره مي‌رسيم به آخرين دردسر آقاي رئيس جمهور، تورم و گراني
راستي شما اين جمله را بياد داريد كه از چه كسي است؟!
الحمدا... در كشور همه مشكلات را حل كرده‌ايم بجز تورم و گراني!!


البته اگر بخواهيم از تورم و گراني بگويم كه حديث هفتاد من كاغذ خواهد شد و قطعا موجب دردسر شما خوانندگان محترم، پس يواشكي از كنارش رد مي‌شويم.
و البته آنچه در بالا آمده همه دردسرهاي آقاي رئيس جهمور نبوده و نيست!


در آستانه انتخابات ریاست جمهوری  دهم قرار داریم ، به نظر می رسد این همه دردسر برای یک نفر خیلی زیاد با شد ، شاید برای برخی فقط یکی از آن کافی بود تا برای همیشه از صحنه کنار گذاشته شود مثل برادر کردان !

-         لذا از عموم ملت تقاضا می شود ، با حضور حد اکثری در انتخابات به دردسرهای آقای ریس جمهور پایان دهند .

-         دیگر ملت بیش از این تحمل دردسرهایی از این دست را ندارد .

-         پس ای هم وطن رای می دهیم تا درسرهایمان را کم کنیم .

-          وعده ما 22 خرداد پای صندوقهای رای    

+ نوشته شده توسط محمد تقی احسن در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 6:42 |

بسم الله الرحمن الرحیم

یادآوری حادثه یاک 40 واز دست رفتن آن عزیزان تلخ و دشواراست ، تنها چیزی که موجب تسلی و آرامش خاطربازماندگان را فراهم آورده شهادت ،هنگام تلاش و کوشش آن عزیزان در راه خد مت و توسعه استان گلستان است .

نگارنده در گذشته نیز در این خصوص مطالبی را عنوان نموده بودم ، لذا شاید تکرار آن جایز نباشد ، ولی بعضی از اعمال و رفتار و گفتار شیخ شهید آنقدرشاخص وگرانبهاست که نمی شود به آسانی از آن گذشت .

 به عنوان مثال :

1-    در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری قرار داریم ، نقش تاثیر گذار و کلیدی ایشان در انسجام ورهبری نیروها بر کسی پو شیده نیست ، وامروز که دوستان اصلاح طلب ،هم قوه مقننه وهم قوه مجریه را از دست داده اند به خوبی جای خالی شهید قند هاری  خصوصا" در کسوت نمایندگی مجلس به خوبی نمایان شده است .  

2-    پیگیری مسایل وحل مشکلات مردم وبه ویژه کشاورزان، با توجه اقتدار و نفوذی که در قوه مجریه داشت . برای نمونه در سال 80 کشاورزان گلستان با کاهش شدید قیمت سیب زمینی وعدم خرید تضمینی آن توسط دولت مواجه شدند ،

                                                                                                                                 یکشنبه23/2/1380 موضوع را با شهید قندهاری مطرح نمودم .

دوشنبه 24/2/1380 برای پیگیری موضوع مجددا" تماس گرفتم ، ایشان فرمودند :                        فردا استاندار (علی اصغر احمدی ) منتظر شماست بروید وبا ایشان صحبت کنید خودم هم با آقای ریس جمهور ملاقات خواهم کرد .

   سه شنبه 25/2/1380 ایشان با ریاست جمهوری در این خصوص ملاقات نموده و درخواست کشاورزان استان را به آقای خاتمی ریاست جمهور وقت اعلام داشتند .

ما هم با استاندار  صحبت کردیم و ایشان مشکل را کتبا" به ریاست جمهوری ارسال نمودنند .

چهارشنبه 26/2/1380 هیات دولت و شورای اقتصاد تصویب می کنند که سیب زمینی  کشاورزان گلستانی را به نرخ تضمینی خریداری کند .

پنجشنبه 27/2/1380 هواپیمای حامل نمایندگان استان گلستان و وزیر راه وترابری ناپدید شد !

جمعه 30/2/1380 بعد از ظهر بود که اعلام شد ، هواپیمای یاک 40 در ارتفاعات روستای خرچنگ ساری پس از انفجار سقوط کرده است . و تمام ...

تا کنون از دلایل  قانع کننده سقوط، مردم واولیای دم بی خبرند !  

(خوب است بدانید همین مشکل سیب زمینی در سال گذشته نیز تکرار شد ،  کشاورزان بعد از چند روز مذاکره که به نتیجه نرسیدند ، مجبور شدند برای آنکه کسی به دادشان برسد خیابان را مسدود کنند . 

بعد از چند ساعت فکر می کنید چه کسی برای شنیدن حرف کشاورزان آمد ؟

 آقای منصوری معاون فرماندار گرگان !

تازه به نیروی انتظامی دستور داده شد وگارد ویژه وارد عمل تا با کشاورزان بر خورد نمایند !!

و قضیه را امنیتی ، سیاسی کردند !       مگر کشاورزان چه خواسته ای داشتند ؟

 آنها می گفتند : چرا دولت برابر قانونی که خود تصویب کرده است سیب زمینی ما را به قیمت تضمینی نمی خرد ؟!)

تفاوت را ملاحظه می کنید .

به قول ما روستاییان : حضرت عباسی آیا قابل مقایسه هست ؟!

برخوردی که شیخ شهید داشتند و برخوردی که مسولین فعلی با کشاورزان کردند ؟!  

.اینجاست که باز هم می گویم شیخ ما چیز دیگری بود !

3-در بند یک و دو به گوشه ای از اعمال و رفتار ایشان اشاره شد ، اما گفتار ایشان :   

                     الف – شعار از بامداد تا بامداد  برای خدمت به مردم

ب – یک ملت عاقل یک بار انقلاب می کند و یک عمر اصلاحات

به زعم نگارنده اگر فقط به همین جمله اخر توجه شود ، به بزرگی اندیشه ، نگاه عمیق و جامعه شناسانه و تفکر ناب و اصلاح طلبانه شهید قندهاری که نشات گرفته از یک عمر تلاش وکوشش صادقانه علمی و عملی است پی خواهیم برد ، فلذا نمی شود به آسانی از آن عبور کرد .

آری درست است که شیخ به همراه سرنشینان یاک 40 برای همیشه  زندگی مادیشان به پایان رسید  وفرصت پیدا نکردند تا شیرینی بخشی از تلاش صادقانه خود را بچشند ، ولی ما بر این اعتقاد هستیم که تفکر ، اندیشه وراه و رسم ایشان تا ابد جاویدان باقی خواهد ماند . و حرف همان است که شیخ اجل گفت :  سعدیا مرد نکونام منیرد هرگز                مرده ان است که نامش به نکویی نبرند

اما همه  آنچه گفته شد آنی نبود که می خواستم بگویم .

چند روز پیش پیامکی از طرف یکی از دوستان اصولگرا برایم ارسال شد به این مضمون :                  "ما مردم گلستان خواستار برقراری پرواز هوایی به عتبات عالیات از فرود گاه بین لمللی حضرت آیت ا.. طاهری گرگان هستیم "

اینکه برای تجلیل و بزرگداشت شخصیتهای علمی و شا خص  که در نزد مردم از احترام و توجه خاص برخوردار هستند مکانی را به نام آنا ن ثبت کنیم ، کاری است بسیار شایسته ، ولی چه قدر خوب است که آن عزیز خود نیزنقش موثری در پیدایش آن مکان بازی کرده باشد .

نه تنها مردم استان گلستان ، بلکه مردم ایران همه می دانند ،  یکی از  عناصر اصلی و تاثیرگذار که نقش کلیدی در استان شدن گلستان داشت  شهید قندهاری است .

(مسولین ، بویژه مسولین قبلی استان که از چنین نقشی با خبر نبوده ونیستند !!!)

مگر نمی دانند که پرواز یاک 40 حامل وزیر راه  برای افتتاح فرودگاه و دیگر طرحهای عمرانی سقوط کرد !؟  

به نظر می رسد این رسمش نیست !!

لذا توصیه ای به عزیزان دارم . شخصیت علمی ،نفوذ، تقوی وساده زیستی آیت ا... طاهری بر کسی پوشیده نیست واز ذهن مردمان این دیار پاک نخواهد شد .

لذا پیشنهاد می شود ، با توجه به اینکه فرزند ارشد ایشان در حال حاضر هم نماینده مجلس (وکیل المله ) وهم ریاست ستاد آقای ریس جمهور (وکیل الدوله ) در استان را برعهده دارند ، از طرفی فرزندان دیگر ایشان نیز دارای درجات علمی و فضل می باشند ، چه قدر شایسته و به جا است که مرکز بزرگ علمی ، فرهنگی به وسعت کشوری در مرکز استان ایجاد و به نام حضرت آیت ا.. طاهری ثبت گردد .                                                              بی شک این امر می تواند در رشد علمی ، فرهنگی  و توسعه استان نقش بسیار موثری داشته باشد .

و مردم نخواهند گفت : که زحمت دیگران را به نام خود ثبت کردند .

در پایان بر خود فرض می دانم یک بار دیگر به روح بلند و ملکوتی تمامی نمایندگان استان ، بویژه شهیدان دکتر قندهاری و مهندس هزارجریبی که از بنیان گذاران اتحادیه انجمنهای اسلامی استان گلستان بودند ، صلواتی نثار نمایم .                                                                                         روحشان شاد ، یادشان گرامی وراهشان پر رهرو  

                                                                                                        والسلام

+ نوشته شده توسط محمد تقی احسن در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:51 |

خبر فوری خبر فوری

اتحادیه انجمنهای اسلامی استان گلستان هم به آقای مهندس میرحسین موسوی رای میدهد .

در تاریخ یکشنبه :۳۰/۱/۱۳۸۸ واز ساعت 20 نشست هم اندیشی و تبادل نظر در خصوص انتخابات ریاست جمهوری ، با حضور اعضای شوراری مرکزی ، شورای ادارات ، کارخانجات ، روستاها ، محلات و همچنین حضورپیشکسوتان واعضای قبلی شورای مرکزی اتحادیه برگزار گردید.

در این جلسه ابتدا آقای ایزد دبیر کل اتحادیه باتوجه به اهمیت انتخابات از هر دو کاندیدای اصلاح طلب خواست تا تدبیری اندیشیده شود که پیروز انتخابات اصلاح طلبان باشند.

سپس آقای مهندس مرگدری مسیول ستاد انتخاباتی آیت ا.. کروبی  و آقای خواجه قایم مقام ستاد آقای مهندس میر حسین موسوی ، مطالبی را در خصوص هر یک از این عزیزان ارایه نمودند و به سوالات حاضرین پاسخ دادند .

در ادامه با توجه به کفایت مذاکرات و تبادل نظرها ، به پیشنهاد جمع رای گیری به صورت مخفی برگزار گردید.

پس از اتمام رای گیری وشمارش آرا نتیجه اینگونه شد .

از 62 نفر حاضر در جلسه تعداد 45 رای مهندس موسوی و تعداد 17 رای آیت ا.. کروبی

حرف آخر جلسه این بود : برای سلامتی این دو بزرگوار و پیروزی اصلاحات صلوات   

+ نوشته شده توسط محمد تقی احسن در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 و ساعت 0:0 |

بسم الله الرحمن الرحیم

"به نقل ازلغت نامه دهخدا، سیب زمینی گیاهی است از تیره بادنجانیان که دارای برگهای مرکب وبریده وگلهای سفید یا بنفش است . . . دارای ساقه های زیرزمینی خوراکی است که حاوی اندوخته نشاسته فراوان است . . .  وبرحسب استفاده این گیاه به سیب زمینی خوراکی،علوفه ای وصنعتی(جهت استفاده الکل یا نشاسته یا قند) منقسم می شود."

سیب زمینی با توجه به ارزش غذایی و قیمت مناسبی که دارد ، معمولا پای ثابت سفره غذای

ما ایرانیان وخیلی دیگر از مردمان است .

سیب زمینی در تمام نقاط کشاورزی ایران کشت می شود .

به دلیل عدم برنامه ریزی ، نداشتن آمار دقیق والگوی کشت ، عدم مدیریتی قوی در بخش کشاورزی،واردات بی رویه وعدم حمایت از تولید کنندگان داخلی (ایران یکی از حامیان جدی تولید کنندگان خارجی است،البته به برکت پول نفت !!) همواره شاهد نوسان شدید قیمت آن در بازار هستید .

نوسانی از 600 تومان تا 60 تومان و حالا هم که به رایگان !!

اینکه سازمان تعاون روستایی به نمایندگی دولت، سیب زمینی را به قیمت تضمینی 135 تومان خریداری کرده وبه رایگان در سطح کشور توزیع نموده بسیار کار خوب ودرستی  می باشد 

واینکه عنوان می شود،دولت در آستانه انتخابات مبادرت به توزیع سیب زمینی کرده است ، به نظر نگارنده حرف درستی نیست ، چرا که سیب زمینی با پول همین مردم خریداری شده ودر انبارها در حال فاسد شدن بود.

آیا منتقد ین بر این باورند که باید سیب زمینی ها درانبارها فاسد می شد ، ودولت یک هزینه دیگر از پول ملت برای امحاء آن می کرد ؟ !  

حالا اگر نزدیک برگزاری انتخابات هستیم که دیگر تقسیر مسیولین نیست ، سیب زمینی در حال فاسد شدن بود .

پس به نظر می رسد کاری که شده درست بوده و لذا می بایست از مسیولین و بویژه مسئولین سازمان تعاون روستایی کشور تشکرو قدر دانی به عمل آید.

اما حرف آخر با مسئولین محترم :

کشاورزان در آستانه برداشت محصول بهاره سیب زمینی خود قرار دارند، لذا پیشنهاد می شود ، دولت برای اینکه شایبه کار تبلیعاتی بودن  توزیع سیب زمینی را پاک کند، بیاید:   با  توجه به قانون خرید تضمینی محصولات کشاورزی وافزایش خرید آن مناسب با تورم سالانه وهمچنین با توجه به خرید تضمینی سیب زمینی در سال 1387 به مبلغ 135 تومان ، سیب زمینی امسال را با احتساب تورم 20 درصدی سال گذشته حد اقل به مبلغ 160 تومان خریداری نماید .

بی شک این کار  علاوه بر تنویر افکار عمومی ، موجب رعایت عدالت در خصوص کشاورزان وبه ویژه کشاورزان گلستان  که در سال گذشته خیلی متضرر شده اند خواهد شد.

  والسلام

+ نوشته شده توسط محمد تقی احسن در یکشنبه سی ام فروردین 1388 و ساعت 11:15 |

بسم الله الرحمن الرحیم

در حالی که مسولان استان گلستان سر گرم 2 انتخابات هستند، یکی انتخابات ریاست جمهوری و دومی انتخابات میان دوره ای مجلس خبرگان رهبری، خبرهایی منتشر شد مبنی بر این است که :

تحرکات مسولان استان خراسان شمالی برای به دست گیری مدیریت پارک ملی گلستان شدت یافته است !

لذا با توجه به اهمیت موضوع مواردی را متذکر می گردد :

1-  شاید مسولان استان همسایه بر این باورند، می توان در شرایطی که مسولان استان گلستان از انسجام لازم بر خوردار نبوده و در حال حاضر درگیر برگزاری 2 انتخابات هستند ، لذا بهترین فرست ممکن است که ادعای قبلی خود را برای جدا کردن پارک ملی گلستان تکرار  نمایند .! (یاد آن ضرب المثل افتادم: سنگ مفت ، گنجشک مفت ،شاید نتیجه بدهد.گویا پرتاب کننده سنگ نمی داند آنچه که می بیند گنجشک نیست ، بلکه عقابی است در اوج،که از تیررس سنگ بد خواهان بسیار فاصله دارد.)

2- مدتی است که در سطح محیط زیست کشورمطرح شده مدیریت پارک ملی گلستان در چند سال اخیر ضعیف بوده است. حتی فراتر از این عنوان می کند مقصر سیل سال های اخیرهم مدیریت پارک ملی گلستان بوده است! مواردی از این قبیل بهانه ای شده تا به واگذاری حفاظت بخشی از پارک ملی به خراسان شمالی دامن زده شود! اما واقعیت چیست؟

3- قانون حفاظت پارک های ملی و مناطق حفاظت شده می گوید: مدیریت آن باید به صورت واحد باشد. به عنوان مثال منطقه حفاظت شده خوش ییلاق با وجود اینکه بخشی از آن در استان گلستان و یا ذخیره گاه میانکاله که قسمت اعظم آن در استان گلستان است؛ طبق قوانین مدیرت یکپارچگی مناطق، اولی بر عهده استان سمنان و دومی بر عهده استان مازندران است و هیچگونه اعتراضی از طرف استان گلستان متوجه این امر نیست. این قانون در مورد پارک ملی گلستان نیز صدق می کند.

در حالی که 57 درصدوسعت پارک ملی گلستان در استان گلستان، 17درصد در استان سمنان و فقط 26 درصد آن در استان خراسان شمالی واقع شده است.

4- از همه مهمتر آقایان لابد استحضار دارند که نام استان گلستان برگرفته شده از همین پارک ملی گلستان می باشد. حال چگونه است که به فکر تفکیک این پارک از استان گلستان افتاده اند؟!

از آن بدتر اینکه بعضی بخواهند با استفاده از رانت و روابط، مدیریت کل پارک ملی گلستان را از استان گلستان جدا کرده و به خراسان شمالی واگذار نمایند؟!

چنین تصمیمی معقولانه نیست زهی خیال باطل!

در حال حاضر با عملیات جاده سازی پارک دو تکه شده است، حال اگر بخشی از آن را به خراسان شمالی واگذار کنند عملاً پارک 4تکه می شود.

5- سازمان محیط زیست اگر خیلی نگران محیط زیست پارک ملی گلستان است و مدعی می باشد، چرا علی رغم مخالفت محیط زیست استان مبنی بر احداث مجدد جاده از وسط پارک ملی گلستان که با ساخت و سازهای اخیر و دیواره سازی های حاشیه جاده عملاً پارک را به دو جزیره تبدیل نموده و موجب قطع ارتباط حیوانات دو طرف جاده شده است، هیچگونه اقدام جدی نکرده است؟! آیا اخباربرخورد حیوانات با اتومبیل ها را نمی بینند یا نمی شنوند؟!

6- سازمان محیط زیست کشور اگر خیلی دلش برای پارک ملی گلستان سوخته است، ابتدا می بایست عملیات جاده سازی این محور را متوقف و سپس امکانات و تجهیزات و نیروهای حفاظتی و پشتیبانی را در این پارک افزایش داده و از همه مهمتر نظارت عالیه بر پارک داشته باشد. این امر موجب می شود خدمت بزرگی به حفظ محیط زیست پارک ملی گلستان شود.

بی شک محور پیشکمر می تواند بهترین جایگزین جاده پارک ملی گلستان باشد که موجب توسعه مناطق روستایی حاشیه این محور جدید خواهد شد.

حرف آخر:

در لیاقت و شایستگی محیط بانان پارک ملی گلستان همین بس که عزیزترین همکاران خود را بر سر حفاظت آن از دست داده اند.

+ نوشته شده توسط محمد تقی احسن در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388 و ساعت 19:40 |

انتخابات ریاست جمهوری و خواب صدا و سیما !!

سال گذشته را به خاطر دارید؟

ماهها قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا،‌ شبکه های مختلف صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به اخبار و رویدادها و نظرسنجی های انتخابات آمریکا می پرداختند!

رسانه ملی با توجه به دامنه تأثیر گذاری ویژه ای که در ایران دارد می تواند در هر موضوعی نقش مثبت یا منفی داشته باشد!

آیا می دانید چند ساعت و یا چه مقدار هزینه برای تهیه برنامه های انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا شده است؟! یا اینکه چند ساعت وقت مردم ایران اسلامی صرف انتخابات ریاست جمهوری دشمن درجه یک ایران، کشور آمریکا ( شیطان بزرگ ) شده است؟!

به نظر شما آنهمه برنامه برای مردم ایران مثبت بود یا منفی؟!

بگذریم، آیا می دانید تا زمان انتخابات ریاست جمهوری ایران چند روز دیگر باقی مانده است؟!

فقط ۷۳ روز !!!!

حالا برای شما سئوال پیش نمی آید که :‌

" پس چرا در صدا و سیما، این رسانه ملی هیچ خبری از انتخابات ریاست جمهوری نیست؟!

آیا اهمیت انتخابات ایران از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا کمتر است؟!

مگر قرار نیست انتخاباتی پر شور و با حضور حداکثری افراد واجد شرایط برگزار کنیم؟!

برنامه سازان،‌ کارشناسان، ‌گزارشگران و تحلیل گران محترم انتخاباتی صدا و سیما پس کجا تشریف دارند؟!"

عملکرد صدا و سیما این رسانه ملی آدم را یاد آن ضرب المثل معروف می اندازد که :

" کسی که خوابیده را می توان از خواب بیدار کرد، ‌ولی کسی که خود را به خواب زده هرگز بیدار نخواهد شد! "

لذا پیشنهاد می شود چنانچه صدا و سیمای محترم مصداق ضرب المثل فوق نیست، هرچه سریعتر نسبت به موارد ذیل اقدام نماید.

1-اهمیت شرکت مردم در انتخابات و تأثیر حضور حداکثری آنها در شرایط ویژه منطقه،‌ خاورمیانه و جهان

۲- تهیه برنامه های انتخاباتی و استفاده از صاحبنظران و کارشناسان سیاسی دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا در جهت تعریف و تبیین مبانی اصلاح طلبی و اصول گرایی به جهت تنویر افکار عمومی

۳- در شرایطی به سر می بریم که همه مدعی پیروی از راه امام خمینی (ره) هستند. این در حالی ایست که امام (ره) معتقد به جمهوری اسلامی بودند ( که انتخابات نماد آن است)، ولی در حال حاضر عده ای می گویند امام معتقد به حکومت اسلامی بودند. در این خصوص از طرفداران و صاحبان اندیشه دو نظریه  در برنامه سازی ها استفاده شود.

۴- یکی از سئوالاتی که برای مردم مطرح می باشد این است که چرا ما پس از گذشت سی سال از انقلاب هنوز برنامه روشنی برای اداره کشور نداریم، یا اگر داریم (‌برنامه چشم انداز بیست ساله)‌ چرا مورد توافق همه نیست! و دولت ها چه میزان برنامه چشم انداز را اجرا نموده اند؟! یا اصلا اینکه نظر دو طیف اصلاح طلب و اصولگرا درباره سند چشم انداز بیست ساله نظام چیست؟

هیچگاه فراموش نمیکنم خرداد ماه سال 87 مصادف بود با گرانی نفت در بازارهای جهانی، لذا این گرانی بر فراورده های آن نیز تأثیر گذاشت و موج اعتراض کشاورزان فرانسوی به دلیل افزایش قیمت سوخت بالا گرفت تا جایی که کشاورزان فرانسوی دست به اعتصاب و بستن راهها زدند. شبکه های مختلف صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بارها و بارها مبادرت به پخش اعتراضات کشاورزان فرانسوی نمودند!!

همزمان با اعتراضات کشاورزان فرانسوی، کشاورزان گرگانی به دلیل عدم خرید محصول سیب زمینی شان دست به اعتراض زده و برای مدت کوتاهی خیابان کمربندی را بستند. خبرنگاران صداوسیما آمدند و گزارش تهیه نمودند اما دریغ از پخش و انعکاس آن از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران!!

برای مردم غیر قابل تحمل است رسانه ملی که از بودجه مردم ایران استفاده می نماید، اعتراض کشاورزان فرانسوی را بارها و بارها انعکاس دهد ولی حتی یکبار اعتراض کشاورزان ایرانی را انعکاس ندهد!! یا در خصوص انتخابات ریاست جمهوری هم عملکردی اینگونه داشته باشد!!

به امید اینکه صدا و سیما به عنوان رسانه ملی ایرانیان به خود آمده و از خواب بیدار شود وعملکرد گذشته خود را اصلاح نماید.

+ نوشته شده توسط محمد تقی احسن در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 و ساعت 15:7 |

جعفر کذاب کیست ؟!!

25اسفندماه 1387شمسی  برابر با 17 ربیع الاول 1430 قمری مصادف است با فرخنده میلاد پیامبر خاتم حضرت محمد مصطفی (ص) وآخرین روز هفته وحدت، که به همه مسلمانان تبریک عرض می نمایم .

همین روز مصادف است با میلاد مسعود ششمین پیشوای جهان تشیع حضرت امام جعفر صادق (ع)، حضرت امام سجاد (ع) درباره ملقب شدن امام ششم به <<صادق>> فرمود :                                   << از نسل پنجم او مردی به نام جعفر متولد می شود که به دروغ ادعای امامت می کند ، و نامش جعفرکذاب است ، از این رو به امام ششم ، جعفر صادق لقب داده اند .>>

جعفر کذاب ، پسرحضرت امام هادی (ع) بود و در سال 266 به دنیا آمد . او مردی عیاش و نا اهل وشرابخوار و از مدعیان امامت بود .

همواره تاریخ پر بوده است از جعفر کذابها که برای رسیدن به مال و مقام به هر اقدام غیر اخلاقی از جمله : دروغگویی ، تهمت ، غیبت ، شکستن عهد و پیمان ، تهدید دیگران و ... دست زده و میزنند . !

اما  چگونه می توان ، جعفر کذاب را از جعفر صادق شناخت ؟

در ذیل به برخی از پاسخهای سوال فوق اشاره می شود به این امید که مقبول افتد .                   

۱- جعفر صادق ها برای رسیدن به قدرت دست به هر کاری نمی زنند ! بر عکس جعفر کذاب ها برای رسین به قدرت چه ها که نمی کنند ! آنها معتقدند "هدف وسیله را توجیه می کند !"

2- برای جعفر صادق ها ، رای و نظر مردم مورد احترام است ،هر چند بر خلاف نظر آنها باشد ، اما جعفر کذاب ها ، خود رای و مغرور بوده برای مردم هیچ ارزشی قایل نیستند .!

3-جعفر صادق ها ، امانتدار و درستکارند ،و هیچ گاه دینشان را برای دنیا ، آنهم در بعضی مواقع برای دنیای دیگران نمی فروشند . جعفر کذابها درست برعکس ! ولذا سعدی در وصفشان سروده  : 

            << بفروخته ای دین خود از بی خبری       یوسف که به ده درم فروشی چه خری .>>

4- نکته بارزی که می تواند جعفر صادق را از جعفر کذاب متمایز کند این است که :

که شما وقتی به انسانهای صادق بر می خوری ، احساس آرامش و امنیت می کنی ، چرا ؟

به خاطر اینکه فطرت انسان میل سوی خوبیها دارد .

در مقابل وقتی به جعفر کذابها نزدیک میشوی احساس بدی به شما دست می دهد، و حتی الامکان سعی می کنی با ایشان روبرو نشوی ، چرا ؟

به خاطر بی تقوایی جعفر کذابها ، که برخورد غیر اخلاقی و غیر انسانی دارند .           

۵-  . . .

حرف آخر :

عدهای بر این باورند که جعفر کذاب قصه ما تا پایان زندگی بر دعوی دروغین خود پای فشرد و همچنان خود را امام می دانست ،

 اما برخی دیگر می گویند که وی از دعوی خود دست کشید و توبه کرد ، و شیعیان نیز نامش را از جعفر کذاب به جعفر تا یب برگرداندند .

در آستانه سال نو قرار داریم ، بیاییم همه با هم دعا کنیم که :

 جعفر کذابها ی زمانه ما هم توبه کنند ، تا جامعه ای سرشار از مهربانی ، امنیت ، آرامش ، صداقت و در یک کلام  << احسن الحال >> داشته باشیم .    

                                                                                                  انشا الله

+ نوشته شده توسط محمد تقی احسن در پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387 و ساعت 9:55 |

اما در خصوص درگیریهای لفظی بین آقایان

واقع مطلب این است که ارتباط بسیار خوب و منطقی در بین گروههای اصلاح طلب گلستان وجود دارد .

در یکی از نشستهای آنان آقای دکتر سبطی رییس مشارکت استان متوجه می شود که دندانهای آقای علی اصغری رییس اعتماد ملی استان شدیداْ نیاز به ترمیم و اصلاح دارد، شما هم که دکتر را میشناسید، عاشق اصلاحاته! حالا در هر زمینه که باشه!! "فقط نمی دانم چرا با اصلاح جنگلها مخالف هست !!"

بالاخره پس از تبادل نظر و گفتگوهای بسیار جدی آقای علی اصغری راضی می شه که با پای خود به مطب دکتر سبطی برود !

دکتر سبطی هم نامردی نمی کنه و فارغ از اینکه هنوز در رابطه با انتخابات دو حزب به توافق نهایی نرسیده اند! طی یک سری عملیات واقعاْ اصلاحی و خواب کردن آقای علی اصغری تعدادی از دندانهای خراب ایشان را از دهان خارج مینماید! <البته با خونریزی >

این در حالیست که شیخ اصلاحات مورد حمایت علی اصغری مدتهاست حضور خودش را اعلام کرده، ولی هنوز سید اصلاحات مورد حمایت سبطی نظر قطعی خود را اعلام نکرده است.

دکتر سبطی به این امید است که با اصلاح دندانهای علی اصغری و کمک به جهت ترمیم دندانها و سلامت وی، بتواند در حمایت قاطع ایشان از شیخ کاسته و او را راضی کند مثل گذشته از سید حمایت کند!!

شاهدان عینی اعلام داشته اند که در لحجه صحبت کردن آقای علی اصغری تغییر قابل محسوسی دیده شده ولی دست برداشتن او از شیخ بعید به نظر می رسد!

ما منتظریم در بین اصلاح طلبان کسی یا کسانی پیدا بشوند که :

که دندان طمع همه آنهایی که برای به قدرت رسیدن دست به هر کاری می زنند را بکشند !

و مردم منتظرند که از درون اصلاحات به جای سید، شیخ و یا میر یک برنامه مدون و کارشناسی شده مبتنی بر واقعیات جامعه و در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بیرون آید .

آیا به نظر شما امکان دارد ؟؟؟

+ نوشته شده توسط محمد تقی احسن در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 و ساعت 23:4 |

 

در پی نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری دهم و معرفی بعضی از نامزدها و اصرار سید بزرگوار اصلاحات بر بازی میام، نمیام، شاید من، شاید اون، درگیری لفظی در بین هواداران شیخ اصلاحات و سید اصلاحات شدت یافته، تا آنجا که در چند روز اخیر تعدادی از دندانهای رئیس حزب اعتماد ملی گلستان توسط رئیس حزب مشارکت گلستان پایین آورده شده، که این عمل با خونریزی همراه بوده است.

یکی از هواداران اصلاحات که احتمالا نگارنده مطالب فوق می باشد طی ارسال پیامکی به رئیس حزب مشارکت گلستان، ضمن درخواست از نامبرده به خویشتن داری و به قول سید بالابردن تحمل شنیدن صدای مخالف، به ایشان گوشزد کرده اند که:

"فکر نکنید چنین اعمالی باعث خواهد شد که رئیس حزب اعتماد ملی از طرفداری شیخ اصلاحات دست بردارند؛ ایشان در حمایت از شیخ خیلی جدی تر از این حرفها هستند و قطعا به نفع هیچ کس کنار نخواهند آمد!!"

به طرفین یادآوری می نماید تنها کسی که از وضعیت موجود بهره خواهد برد جناح مخالف اصلاحات     می باشد که تصمیم گرفته به هر شکل ممکن انتخابات ریاست جمهوری دهم را از دست ندهد!

به زودی برخی از دیالوگ هایی که منجر به درگیری ها شده را خواهم نوشت.

                                                                                                              منتظر بمانید.  

+ نوشته شده توسط محمد تقی احسن در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 و ساعت 12:17 |


Powered By
BLOGFA.COM